معانی
عوامل ِمعرفه ساز،عبارتند از: مضاف اليه ِمعرفه(ضمير،اسمِ عَلَم)،موصول وصفت ِاشاره.اين موارد،مي توانند با هريك از اركان ِجمله(نهاد،مسند،مفعول، متمم وقيد)هم راه،شوند؛وباايجادِ بزرگ داشت يا خوار داشت، يا مبالغه وتاكيد ِاين دومفهوم،آن كاربرد را ادبي و ممتازسازند.
معرفه آوردن ِ«نهاد»با موصول:
- براي ِتأكيدِ تحقيروتعريض به نهاد:
بَدي كه او بَدان ِ جهان را سر است؛ به پيري رسيده كنون بتّرست.
(نامه يِ باستان، ص:205ج،5)
- براي ِفزوني ِتثبيت وتنبيه ِخبر:
كسي كه او بتابد سر ازراستي، ببيند همي كژّي و كاستي.
(همان،ص:212ج5)
كسي كه او به دانش،توانگر بُوَد، زِگفتار،كردار، بهتر بود...
(نامه باستان،ص: 210ج،5)
هرآن كس كه از اندرز ِمن درگذشت؛ همه رنج ِاو،پيش ِمن، باد گشت.
(همان،ص: 281ج،5)
كسي كه او نبندد به جنگت ميان، چنان كن كه از تو نيابد زيان.
(همان،ص: 60ج،5)
هر آن كس كه با تو نجويند جنگ، بر ايشان،مكن روز،تاريك وتنگ.
(همان،ص: 24ج،4)
معرفه آوردن ِ«نهاد»با صفتِ اشاره:
-به نشانه يِ تعظيم و بزرگ داشت ِنهاد:
دريغ! آن فرود ِسياوش،دريغ! كه با زور و دل بود وبا گرز و تيغ!
(همان،ص:79ج4)
جهان آفرين بر زبانم گواست، كه گشت اين هنرها به لهراسپ راست.
(همان،ص:281ج5)
كه اين تاجِ نو بر تو فرخنده باد! جهان،سر به سر،پيشِ تو بنده باد!
(همان،ص: 280ج،5)
-به نشانه يِ تحقير وخوار داشت ِنهاد:
برو؛جاودان خانه زندان ِتوست؛ همان گوهر ِبَد، نگهبانِ توست.
(همان،ص:61ج4)
معرفه آوردن ِ«مفعول»با موصول:
- براي ِفزوني ِتثبيت وتنبيه ِخبر:
كنون يافتم،هر چه[كه]جُستَم ز كام؛ ببايد پسيجيد،كه آمد خُرام.
(همان،ص:270ج5)
رضا ساریخانی، پژوهنده و پژوهش ورزِ رشته ی ِ زبان و ادبیّات ِ پارسی،این وبلاگ را گشوده تا به باز شناخت ِاندیشه،مهارت هاي ِپنداری ِبيان و بازتاب ِآن دو، در گفتار و كردار ِخود، در آينه ی ِاجتماع ِآثار ِادبي،بپردازد؛ و از آنانی که در پيش برد و پالايش ِاين وبلاگ، هم راه گردند، سپاس گزار است.