پاسخی کوتاه

در« شاه نامه»،هر كرداري به پشتوانه ي ِ انديشه اي، از نرم ابزار ِ خرد ،شكل مي گيرد؛اين انديشه ، از كلّي ترين پديدارها تا جزيي ترينشان ، در انقباض و انبساط است وچه بسا، پسندها وناپسندها يِ ِاجتماعي ِناسازي را عرفي كرده است؛ مي بينيم كه از انديشه يِ تك قطبي اداره كردن ِ جهان تا پنبه ي ِ آن فكر را زدن، حاكمي، محكوم و فرمان بري ،فرمان فرما مي گردد.از انديشه ي ِ «چون كه با بد ،بد كني پس فرق چيست»؟ تا «هر بدي را با بدي پاسخ دهيد» دوستان و دشمنان ،تغيير مي كنند.اين تغيير،تصحيح ،نقض ، وتكميل پذري ،خاصّه ي ِ ذاتي انديشه است.امّا دردمندي ِبشرِ شاه نامه از آن جاست كه ناچار شده آن ها را قطعي تلقّي كند وتلاشش براي ريختن ِ طرحي نو ،نيز با عقوبت رو به رو گردد.

«این تجربه مداری و تغییر دیالکتیک، اتفاقا ویژگی یک جامعه رو به رشد است و نقطه مقابل ایدئولوژی زدگی و استبداد فکری است که آزادی تجربه و افقهای جدید را کور می کند. معمولا مبنای ایدئولوژی، فلسفه های ذهنی و مدینه های فاضلۀ اساطیری است که غالبا تنها یک برداشت از جهان را بر می تابد، در حالی که جامعه بدون ایدئولوژی حاکم و تمامیت خواه، راه را برای انواع تجارب باز می گذارد و بهترین عمل را آن می داند که واصل به بهترین نتیجه باشد.»
.

پرسش

      با توجه به «شاه نامه» آیا در ایرانیان نیز مانند هندیان وجه کاربردی و عملی «خرد» بیشتر مطرح بوده، یعنی خردی که به پیشرفت می انجامد، یا وجه انتزاعی و فلسفی چربش داشته؟