...خوش به پرواز آمدي با بال مهر
خوش به پرواز آمدي با بال مهر!
مهربانا! رفتي از دنبال مهر.
مهر، ديگرگونهاي از ميتراست،
نار و نورش عاشقي را خونبهاست.
نور، تاز از ناوك آرش گرفت،
سوخت خود را تا جهان آتش گرفت.
ميپرستم آفتاب داغ را،
آتش سبز بهار و باغ را!
مُرد مَرد و مرگ ازو شد در شگفت!
گور چون گهوارهاش در بر گرفت.
مردهي خورشيد از زهدان راه،
باز خواهد زاد هنگام پگاه.
دانه چون در خاك شد، روياست، نيست؟
مرگ اينجا زندگانيزاست، نيست؟
بيگمانم دم به دم در رُستن است.
يافتن، پروردگار جستن است.
باز خواهد زاد از زهدان خاك،
بي خروش خوني شمشير چاك!
باز خواهد زاد، مادر زنده باد!
باز راه آسمان خواهد گشاد.
مهربانا! رفتي از دنبال مهر.
مهر، ديگرگونهاي از ميتراست،
نار و نورش عاشقي را خونبهاست.
نور، تاز از ناوك آرش گرفت،
سوخت خود را تا جهان آتش گرفت.
ميپرستم آفتاب داغ را،
آتش سبز بهار و باغ را!
مُرد مَرد و مرگ ازو شد در شگفت!
گور چون گهوارهاش در بر گرفت.
مردهي خورشيد از زهدان راه،
باز خواهد زاد هنگام پگاه.
دانه چون در خاك شد، روياست، نيست؟
مرگ اينجا زندگانيزاست، نيست؟
بيگمانم دم به دم در رُستن است.
يافتن، پروردگار جستن است.
باز خواهد زاد از زهدان خاك،
بي خروش خوني شمشير چاك!
باز خواهد زاد، مادر زنده باد!
باز راه آسمان خواهد گشاد.
دکتر قدم علی سرامی
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۴۴ ب.ظ توسط رضا ساریخانی
|
رضا ساریخانی، پژوهنده و پژوهش ورزِ رشته ی ِ زبان و ادبیّات ِ پارسی،این وبلاگ را گشوده تا به باز شناخت ِاندیشه،مهارت هاي ِپنداری ِبيان و بازتاب ِآن دو، در گفتار و كردار ِخود، در آينه ی ِاجتماع ِآثار ِادبي،بپردازد؛ و از آنانی که در پيش برد و پالايش ِاين وبلاگ، هم راه گردند، سپاس گزار است.