گمانه
در شاه نامه، افرادی به دنبال تامین منافع شخصی و گروهی ،اجتماع کرده ،تبلیغ می کنند که چون فلانی برخوردار از خردمندی، نژادگی، گوهرمندی وهنرمندی است سزاوار پادشاهی است و تنها با به قدرت رساندن فرد مورد نظرشان، در آن سرزمین، شادی، آبادی، آزادی و رادی تبلور می یابد اما سهل است پس از به قدرت رسیدنشان کمتر نشانه ای از آن همه پیدا آمده است در عوض اندوه، خرابی، بردگی وخساست بنیاد می گیرد.
رستم هنرمندي را اصل دانسته،بودِ آن رادال بر گوهرمندي و خردمندي و موجب آرامش رواني مي داند:
خطاب به گودرز:
هنر بهتر از گوهر نام دار هنرمند را گوهر آيد به كار
تو را با هنر گوهر است و خرد روانت همي از تو رامش برد.
ج3، ص128
اما گودرز با اين نظر رستم موافق نيست.او معتقد است كه هنر و خرد در فردي تند مزاج كارايي ندارد:
هنر با خرد در دل مرد تند چو تيغي كه گردد ز زنگار كند.
ج4،ص47
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۹:۲۷ ق.ظ توسط رضا ساریخانی
|
رضا ساریخانی، پژوهنده و پژوهش ورزِ رشته ی ِ زبان و ادبیّات ِ پارسی،این وبلاگ را گشوده تا به باز شناخت ِاندیشه،مهارت هاي ِپنداری ِبيان و بازتاب ِآن دو، در گفتار و كردار ِخود، در آينه ی ِاجتماع ِآثار ِادبي،بپردازد؛ و از آنانی که در پيش برد و پالايش ِاين وبلاگ، هم راه گردند، سپاس گزار است.