با شكوه ترين عصر ايران ِباستان، دوره ي ِ «هخامنشي» است؛ برجسته ترين ويژگي آنان، پاس داشت ِ آزادي، خواسته، آيين ،وباورهاي ِ مردم ِديگر بود. وخط و زبانشان «آرامي»، بعدها مايه ي ِ خط هندي، الفباي ِ زبان هاي ِ ايراني و...شد. اما با هجوم ِ«اسكندرِ» يوناني و به آتش كشيدن هاي ِاو ،اين شكوه از ميان رفت وبه جاي ِهخامنشيان، دست نشاندگان ِ «سلوكي» ِ آنان آمدند وفرهنگ يوناني را برفرهنگ ِ ايراني غا لب  كردند.(هلنيسم =يوناني كردن ِ فرهنگ)

         پس ازسلوكيان ، «اشكانيان»  از خاورِ ايران (شمال خراسان امروزي) برخاستند. اينان به سبب همسايگي  با اقوام  سكايي  از فرهنگ ، ادبيات و اسطوره هاي ِ آنان تاثيرپذيرفتند و پانصد سال  در ايران فرمانروايي كردند و مهم ترين ويژگي ِآنان چيرگي بر يونانيان ، رويارويي با روميان وتبار ِسكايي، نيرومندي و خود مختاري تبارها در گستره ي ِايران، ديگر پذيري ِديني و... بود.

      اردشيرِ بابكان، موسّس ِ خاندان ساساني، حكومت ِاشكاني را فرو پاشاند. اينان در برابرِ  گسترش ِاديان ِ«مسيحي» ،« يهودي »و« بودايي» ،مذهب ِرسمي در ايران را «زرتشتي» اعلان كردند و مطالبِ  فرهنگي و مذهبي را از شكل ِ شفاهي به شكل ِ نوشته در آوردند اما مهم ترين ويژگيشان: خشك انديشي ِمذهبي و مدارا نكردن با بيگانگان واديان ِديگر بود. آخرين پادشاهِ ساساني ،«يزد گردِ» سوم، پس از يورش عرب ها به ايران كشته شد.