پیمان
پیمان39
هرچند رستم در پاس داشتِ پیمان و راستی ،در خطابه هایی به کاووس،کی خسرو،گیو،سپاهیانِ ایران،اسفندیار، سیمرغ و گشتاسپ ، موضع گیری کرده ، بی تفاوت نمی ماند ؛ برایِ نمونه، خطاب به کی خسرو هشدار می دهد مبادا با نیایِ مادریِ خود (افراسیاب) پیمانِ ریاکارانه ببندد:
چو پیـمانِ یـزدان کنی بـا نـیا نـشایـد کـه در دل بود کیمیا40 ( همان، ج 5 ؛ 328 )
اما فریفتنِ سهراب، اسفندیار ، پیرانِ ویسه ، منیژه، اکوان دیو و سفارش به فریـبِ زمان جستن به توس در نبردِ «هـمـاون» همگی مؤیّدِ آن است که حینِ جنگ ، رستم عملاً جوازِ گشودنِ قفل هایی راکه فقط با این نوع کلید باز می شوند،داده است.
او برایِ آزادسازیِ بیژن خطاب به کی خسرو می گوید:
کـلیـدِ چنین بنـد باشد فریب نـه هنگامِ گرزاست وروزِنهیب. (همان، همان ج 5؛ 56)
و سفارشش به توس در نبردِ «هماون» با روانه کردنِ فریبرز چنین :
بگویی که در جنگ تندی مکن فریبِ زمان جوی و کندی مکن41 ( همان ،ج 4؛159)
شايد به همين خاطر«شنگلِ» هندی ایرانیان رابي وفا و ناراست مي خواند:
دلِ پـارسـی بـاوفـا کـی بـود؟ چو آری کـند رایِ او نـی بـود. ( همان ج 7؛ 437)
رضا ساریخانی، پژوهنده و پژوهش ورزِ رشته ی ِ زبان و ادبیّات ِ پارسی،این وبلاگ را گشوده تا به باز شناخت ِاندیشه،مهارت هاي ِپنداری ِبيان و بازتاب ِآن دو، در گفتار و كردار ِخود، در آينه ی ِاجتماع ِآثار ِادبي،بپردازد؛ و از آنانی که در پيش برد و پالايش ِاين وبلاگ، هم راه گردند، سپاس گزار است.